۱۵ اسفند ۱۳۸۴

سایتهای حقوقی بخش یک

سایتهای شبکه حقوق   (شامل سایتهای  است که توسط جناب آقای دکتر حاجی پور ایجاد شده از  قبیل سایت حقوق - سایت حقوقدان - سایت نشریه الکترونیک حقوق- تالار گفتگوی حقوق و ….  )  

http://www.hoqooq.com

 http://www.hoqouq.com

 http://www.hoqooqdan.com

 http://www.hoqooq.net

 http://www.hoqouq.com/forums.html

 http://www.hoghoogh.org

 http://hajipour.hoqooqdan.com

 http://www.dad.ir

 http://www.iran-law.com

سايت رسمي قوه قضائيه

http://www.judiciary.ir
http://www.iranjudiciary.org

سازمان زندانها و اقدامات تاميني كشور

http://www.iranprisons.ir

اداره كل روابط عمومي قوه قضاييه

http://www.irjpr.com

شبكه خبري قسط ، وابسته به قوه قضائيه

http://www.ghest.com

روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران

http://www.rooznamehrasmi.ir

روزنامه مآوي وابسته به معاونت اطلاع رساني قوه قضائيه

www.iranjudiciary.org/persian/publication/mava/latest-issue.aspx

كميته مطالعات حقوق تكنولوژي

http://www.tco.gov.ir

بانك اطلاعات قوانين شركت داده پردازي

http://www.dpi.net.ir/

سایتی نسبتا کامل بانك اطلاعات قوانين و مقررات

www.ghavanin.com

سايت مركز تحقيقات حقوقي ايران

http://www.lrc.ir/

سايت كانون وكلاي ايران

http://www.iranbar.com/

مجمع حقوقدانان زن

http://www.cnwn.net/

سايت حقوقی عدل

http://www.adl.ir

سايت حقوقدانان آی تی

http://www.iranitlawyer.com

http://www.irantechlaw.com/

ادامه دارد ……..

 

لطفا  نظرات خود را در بخش مربوط بفرمایید  تا  از پیشنهادات سروران بهره جوییم ونیز مجموع تمام سایتهای حقوقی ایران  و جهان  همراه با توضیح هر سایت در سایت حقوق به زودی انتشار خواهد یافت .

همیشه منصور و پیروز باشید

 

۱۳ اسفند ۱۳۸۴

حرفهای دلتنگی در شب بارانی برای دل انسانهایی از جنس باران

امشب خیلی دلم گرفته الان ساعت ۴:۳۵ بامداد روز یکشبه ۱۴ اسفند ماه هست مثل هر شب خواب با غروری خشمگین از من دور شده و تنهایی همراه بیداری توام با سکوتی مملو از صدای باران نیمه شب مرا به سیر آفاق انفس فرو برده ، نمیدانم امشب فکر کردم با نوشتن در اینجا کمی دلم شاید آرام بگیرد امروز صحنه تکان دهنده یه تصادف مرا متاثر گردانیده و نگاه کودکی که هنوز جلوی چشمانم هست مرا میگوید گناه من این بود که زاده شدم تا قربانی بی مسئولیت عده ای بی مسئول باشم کودک معصوم در وسط جاده جان داد و دیگر هیچ . جاده ای که باید در آن زیرگذر احداث شود ولی هنوز نشده و شاید هم نشود حقوق ،حق و احقاق آن ،چیزی نیست بجز یک شعار، فقط در این سطح . کاش واژه تکبر و غرور وجود نداشت و همه انسانها به یکدیگر به عنوان یک انسان مینگریستند و شان انسانی آن کودک روستایی نیز زیر سوال نمیرفت و او که نه آزادی بیان میخواست نه آزادی اندیشه، کوچکترین آزادی که میخواست این بود که او موقع رد شدن از این سوی جاده به آن سوی جاده برای رفتن به سر کار پدرش و کمک به او در کاری که از دستمزد ناچیز آن کار پدرش شاید بتواند مبلغی نا چیز به عنوان پاداش بگیرد و با آن یک جعبه مداد رنگی بخرد و با آن نقاشی های معصومانه اش را رنگ مبحت بزند و یا با شکلاتی دنیای برادر کوچک خود را شیرینتر سازد ولی افسوس…… کاش و هزار کاش که همه هیچ هست و حتی همه این کاشها را گناه میدانند ، میگویند آرزوی بزرگی هست . نمیدانم بی اختیار چرا به یاد شعر استاد بزرگم شهریار افتادم که میگه:
انیشتن یک سلام ناشناس البته میبخشی
دوان در سایه روشنهای یک مهتاب خلیایی
نسیم شرق می آید ، شکنج طره ها افشان
فشرده زیر بازو شاخه های نرگس و مریم
از آنهایی که در سعدیه شیراز میرویند
ز چین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگلها
.
.
… و آخر سر هم میگه
انشتن باز هم بالا
خدا را نیز پیدا کن
بهر حال انسانها خیلی از هم دورند و شاید ناپیدا و شاید هم نیستند و شاید بی خود و بی خدا ،،،،، نمیدانم آخر بعضی چیزها یدرک و لایوصف هستند ؛ این بیت شعر شاید هم آغاز و هم پایان خوبی باشد :
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر                         من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش